تبلیغات
انجمن علمی بانكداران - آیا انقلابی در راه است
آیا انقلابی در راه است |

 

شباهت  اوضاع قبل از انقلاب ایران با حوادث امروز درسهای خوبی را نشانمان می دهد.  می گوید وضعیت اقتصادی ایران درست پیش از انقلاب به وضعیت کنونی شباهت دارد و این بار محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران با تکیه بر بهای بالای نفت، پول زیادی خرج می کند.

ابتدا در سال 52 با قیمتهای نفت بالا رفت و ایران از آن وضعیت استفاده های بسیاری را برد و طرحهای بلندپروازانه ای را به اجرا گذاشت و همزمان با بهره برداری از این وضعیت اسباب کاهش قیمت را هم فراهم نکرد. با نمایان شدن آثار شدیدا منفی بهای سنگین نفت در اوایل دهه 50 ، واشنگتن به تدریج به ایران ترشرویی نشان داد.

پس از پایان تحریم نفتی به خاطر حمایت آمریکا از اسرائیل در اسفند 1352 ، مقام های آمریکایی شاه را عامل اصلی بالا ماندن قیمت نفت می دانستند و خواهان دست برداشتن وی از تندروی بودند. و همزمان هم  نسخه های اشتباه پی در پی را برایش می پیچیدند

در یک مقطع دونالد رامسفلد، که بعدا به عنوان وزیر دفاع جورج بوش رئیس جمهور کنونی خدمت کرد، به یک مقام ارشد ایرانی که مسئول خریداری تسلیحات بود هشدار داد که تهران درحال از دست دادن دوستانش در واشنگتن است. وی در برخوردی با ژنرال حسن طوفانیان - که سه دهه پیش در گزارشی توسط واشنگتن پست تشریح شده - به او گفت: "سعی نکن مرا دور بزنی. فراموش نکن که تمامی صادرات [تسلیحاتی] باید به تایید من و کیسینجر برسد."

ویلیام سایمون وزیر خزانه داری و انرژی در دولت های نیکسون و فورد، از جمله کسانی بود که طرفدار فشار بر ایران بودند. وی شاه را به خاطر بهای بالای نفت مقصر می شناخت و می خواست آمریکا از معاملات تسلیحاتی به عنوان اهرم فشار استفاده کند.

وی در بهمن ماه 1353 در اشاره به شاه ایران به پرزیدنت نیکسون گفت: "او، به همراه ونزوئلا، سرکرده کسانی است که مسئول قیمت نفت هستند. آیا می شود بر شاه فشار وارد کرد؟".

در طول سالیان، کیسینجر از رفتاری دوستانه تر با ایران و شاه حمایت می کرد. این گزارش حاکیست که کیسینجر دارای بینشی ویژه در مورد بی ثباتی ایران بود. در آن زمان محیط های دانشگاهی در ایران متلاطم بود و چریک ها به تاسیسات آمریکا حمله می کردند و مقام های مهم ترور می شدند.

حتی در سال 53 نیز یک تحلیل سازمان اطلاعات آمریکا، سیا، زنگ خطرها را به صدا درآورد چرا که می گفت برنامه بازسازی بلندپروازانه ایران توسط شاه باعث کشمکش فرهنگی و ایجاد قطب های متضاد اقتصادی در این کشور شده است.

نیمه های  سال 1355 رژیم شاهنشاهی به دلیل کمبود شدید پول گرفتار مشکلات عمیق اقتصادی بود. او از اوپک می خواست بهای نفت را 25 درصد بالا ببرد، حرکتی که آمریکا با آن مخالف بود. براساس این اسناد، فورد که پس از استعفای نیکسون جانشین او شده بود در دیماه  1355 به اردشیر زاهدی سفیر ایران گفت: "مشاوران من اتفاق نظر دارند که وضع اقتصاد جهانی خوب نیست. هر گونه افزایشی در بهای نفت اثری جدی بر ساختار مالی جهان به جا خواهد گذاشت."

اما مقام های آمریکایی به خصوص سایمون، بدون آگاهی شاه سرگرم همکاری با عربستان بودند تا در ازای کمک به افت قیمت نفت به این پادشاهی عرب کمک سیاسی و تسلیحاتی ارائه دهند. سعودی ها در اجلاس ماه دسامبر در دوحه، قطر، با اعلام اینکه تولید نفت را سه میلیون بشکه در روز افزایش خواهند داد (از 8 میلیون و 600 هزار به 11 میلیون و 600 هزار) اوپک را شگفت زده کردند. آن حرکت باعث افت قیمت نفت شد.

کیسینجر به فورد گفت: "ما باید به خاطر آنچه در اوپک اتفاق افتاد به خود تبریک بگوییم. من همواره گفته ام که سعودی ها نقش کلیدی دارند... دیپلماسی عالی ! !  ماست که باعث این وضع شد." اما باید به او گفت که زهی خیال باطل  این یک پیروزی ظاهری بود که همزمان  ضررهای زیادی به دنبال داشت. آنها که شاه را بنا به روایاتی یک آدم پوست کلفت و پست میدانستند فراموش کردند که برای یک رژیم خودکامه و قهار مانند امریکا همین شاه یک دوست واقعی است. اگر زیر پایش را خالی کنند کمرش را شکسته اند.

تحلیلگران و مورخان اغلب بر این باورند که این جیمی کارتر، رئیس جمهور دموکرات، بود که در مورد ایران خرابکاری کرد و اجازه داد این کشور به یکی از مخالفان آمریکا در منطقه بدل شود. امریکائیان که  درحال حرکت به سوی عربستان سعودی بودند و اینگونه متحدی بسیار موثر را در منطقه خاور میانه از دست دادند.

به هر تقدیر  ایران که همه ذخایر خود را صرف خریداری سلاح های آمریکایی و برنامه تمدن بزرگ شاه کرده بود - برنامه ای که با تزریق حجم عظیمی پول به کشور باعث تورم شد - با کمبود شدید مالی روبرو شد.  شاه ورشکسته شده بود. افت بهای نفت همراه با تورم او را وادار به ترک طرح های بلندپروازانه برای مدرن سازی کشور کرد.

کوپر در گزارش خود می نویسد: "فروپاشی اجلاس دوحه، و تصمیم عربستان سعودی برای تضعیف بهای نفت خام و افزایش تولید برای اشباع بازار، اقتصاد ایران را به سوی پرتگاه سوق داد."

دولت شاه که به دلیل افت شدید درآمد نفتی به لرزه درآمده بود، یک بودجه ریاضتی (شبیه توصیه های ناگریز آقایان مظاهری و بهمنی) را اعمال کرد که باعث بیکاری هزاران نفر و از بین رفتن اعتماد سرمایه گذاران شد و طبقه متوسط ایران را وحشتزده کرد. هرج و مرج اقتصادی و بیکاری به سرعت گسترش یافت.

ظرف یک سال پس از اجلاس دوحه، اولین تظاهرات انبوه در خیابان های پایتخت ایران شکل گرفت؛ تظاهراتی که انقلاب را به دنبال داشت.

اکنون هم شعله های بلند قیمت نفت در حال فروکش کردن است . و دیگر انتظار نمی رود که  ایران به این زودی ها بتواند نفت 140 دلاری را یکبار دیگر تجربه کند. ریشه های ان هم کاملاً روشن است . اقتصاد امریکا سکته ای ناقص نمود تا جانیان بدانند که اگر این اقتصاد به  زیر آب برود همه را با خود به زیر می کشد حتی اقتصاد مارا که جزیره ای دور افتاده از تمام سرزمینهای آزاد و در بند دنیاست.

امروز و هنوز قیمتها به کف نرسیده اند زمزمه های خطر از هر سو بلند شده است و حالا رئیس کل بانک مرکزی زبان دولت بی سر زبان شده و فریاد می زند که ورود اجناس لوکس را ممنوع کنید.  دولت نه تنها ذخایر ارزی حاصل از فروش نفت را مصرف نموده  تا همه چیز به وفور یافت شود (از نارنگی پاکستانی  و پرتقال مصری تا اتومبیلهای 20 تا 30 هزار دلاری بنز . پراود. بی ام و. و....)  بلکه  میتوان گفت که بلایی به سر خزانه بانکها چه خصوصی و چه دولتی آورده که به این زودی سر از خاکستر بر نمی آورند. مگر اینکه املاکی را که خریدار نموده اند بفروشند و دوباره سرمایه های خود را که چندین برابر نموده اند به آنسوی آبها برگردانند. در این صورت هم شاید به ظاهر خزانه بانکها ترمیم گردد اما آسیبهایی به اقتصاد مملکت وارد شده است که جبران ناپذیر می نماید.

این است که جمله مسئولین تصمیم گیرنده در نهادهای اقتصادی مملکت گرفتار دوراهی و یا پارادوکسی خطرناک شده اند (ریاضت مظاهری یا ولخرجی جهرمی از کیسه های خالی و کمک گرفتن از چاپخانه های بانک مرکزی برای رفع مشکل شرکتهای تولیدی) هر دو سوی آن به لبه پرتگاهی ختم می شود که یکبار دیگر هم حضرت آریامهر تجربه اش بود.


نوشته شده توسط arman در پنجشنبه 2 آبان 1387 و ساعت 05:26 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ آیا بانک مرکزی نظارتی بر بانکها دارد+ آیا ((ما)) میتواند بیمه ملت ایران باشد+ افزایش سرمایه بانکها+ ویژگی اعضای کمیته انضباطی تهران + آینده صنعت بانکداری و آینده بانک ها + استخدام و اخلاق حرفه ای + کمک به مردم پاکستان یا دور ریختن پول+ بانکداران موفق در آینده چگونه اند؟+ جایزه یا جهیزیه+ در بانکداری چه خبرها که نمی شنوی+ استاندارساز ی فرایند اعطای تسهیلات+ مقررات بیشتر برای بانک های بریتانیایی+ درحوزه سیاستهای پولی دولت چه كسی حرف اول + بخیلها به‌جای «كلیدر» دولت‌آبادی «دن آرام» شلوخوف را می‌خوانند. + چشم انداز 15 ساله

صفحات: