تبلیغات
انجمن علمی بانكداران - رانت خواری کارکنان دولت ؟
رانت خواری کارکنان دولت ؟ | عمومی ,

رانت خواری همه کارکنان دولت ؟

قول داده بودیم هر از گاهی رانت خواری های مختلف را که به نحوی باشبکه بانکی ارتباط دارد معرفی کنیم. امروز هم یک مدل دیگر از رانتخواری را که تقریباً در تمامی نهادها و سازمانها دولتی بصورت عادی و روزمره درآمده است معرفی می کنم. .

موضوع  بحث  رانتخواری امروز با مبحثی که این روزها بسیار مورد توجه قرار گرفته است نیز ارتباط تنگاتنگی دارد. یعنی علاوه بر اینکه رانتی را برای عده ای ایجاد می کند به ایجاد و گسترش موج نقدینگی نیز دامن میزند.

همانگونه که میدانید هیچ موسسه دولتی مجاز به افتتاح سپرده دارای سود نیستند. چرا که اگر بودجه نهادهای عمومی و دولتی در اختیار بانکها قرار گرفته و بانکها آنرا بصورت وام و اعتبار در اختیار دیگران قرار دهند علاوه بر اینکه به تورم دامن می زند سودهای بادآورده ای را نصیب بانکها مینماید. با اینحال برخی ادارات دولتی  برای گریز از این قانون به ترفندهایی متوسل می شوند از جمله اینکه حسابهایی را به نام مدیران و یا برخی از شرکتهای زیرمجموعه خود افتتاح می کنند و بودجه دولتی را به این حسابها منتقل می نمایند.

از سوی دیگر تصور کنید که تمامی مدیران بانکی وامهای خود را به افراد  سپرده گذار می دهند . ممکن است مبلغ وام تا همان اندازه معدل حساب فرد و یا نسبتی از آن تعیین گردیده باشد . گاهی هم صاحب یک شخص حقیقی نیست بلکه  شرکتی خصوصی است که میتواند از اهرم فشار خود استفاده نموده و با توجه به معدل حساب خود مبالغی وام را برای کارکنان دریافت نماید . اما سپرده های موسسات دولتی برای بانکها ارزش چندانی ندارند و تا حدود 80% مانده این دسته از حسابها بصورت سپرده قانونی به بانک مرکزی منتقل میشود و بانکها قدرت چندانی برای استفاده از این پولها ندارند.(البته بگذریم که برخی از مدیران شبکه بانکی با توجه به نظارت ضعیف بانک مرکزی بر عملیات بانکها در سیستم  رایانه ای خود دستکاریهایی می کنند و این سپرده ها را بعنوان حسابهای خصوصی معرفی می کنند و با این روش مانده حسابهای بخش خصوصی شعبه را بالاتر از حد معمول نشان می دهند) .  لذا  از همینجاست که حسابهای دولتی (بخوانید پولهای دولتی) هم دارای ارزش میشوند و بانکها برای آن سرو دست می شکنند.

از همینجاست که رانت بوجود آمده و بسیاری هم از آن بهره مند می شوند . با استفاده از این اهرم فشار یک مدیر دولتی که بیش از 90% حسابهای یک شعبه بانک را در اختیار دارد شروع به سهم خواهی میکند و هرروز با انتقال حسابهای خود به یک شعبه از یک بانک مبادرت به دریافت وامهایی می کند که گاهی حق او نیست و گاهی قصد بازپرداخت اقساط را هم ندارد. یک روز وام خرید مسکن می گیرد و صاحب خانه میشود گاهی وام مسکن در قبال سفته می گیرد بدون اینکه خانه ای را خریداری نموده باشد و مبلغ وام را در اوراق مشارکت سرمایه گذاری می کند و علاوه بر تامین اقساط مبالغی هم به جیب میزند  اما خدا کند کار به همین جا ختم شود.

مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که مدیران می خواهند به کارکنانشان هم برسند . همان کارکنانی که فقط برای گرفتن حقوق به محل کارشان می روند  و دلارهای بادآورده نفتی را مستقیم و غیر مستقیم می بلعند حالا  مشمول دریافت انواع و اقسام وام نیز میشوند. فرض کنید پیرمرد و پیرزنی را که در روستایی دور افتاده  از هیچ یارانه و رایانه ای برخوردار نیستند اما  من  میتوان علاوه بر دریافت ماهانه نیم میلیون تومان حقوق  قابل و ناقابل که بابت حضور در اداره دریافت می کنم مبالغی را هم بعنوان حق الحساب وجوه دولتی اداره خودم  از بانک مورد نظر دریافت نمایم.  

اما بحران بعد از این است . چرا که با تارا یکی دو شعبه بانک دولتی  وجوه  بودجه ای سر از حسابهای موسسات مالی اعتباری فاقد مجوز در می آورند و  موسسه مورد نظر نیز بابت این خوش خدمتی مدیر  دولتی به کارکنان معرفی شده میلیونها تومان وام با نرخ کارمزد کمتر از 4% را اعطا میکند.

خوب حالا چیزی باقی نمانده است (جز تورم / نقدینگی بالا / تبعیض و اختلاف طبقاتی .... ) و  مبارزه با عملیات پولشویی توسط  کارکنان دولت که از پولشویی نفع مستقیم می برند .

 


نوشته شده توسط arman در جمعه 26 بهمن 1386 و ساعت 06:02 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ آیا بانک مرکزی نظارتی بر بانکها دارد+ آیا ((ما)) میتواند بیمه ملت ایران باشد+ افزایش سرمایه بانکها+ ویژگی اعضای کمیته انضباطی تهران + آینده صنعت بانکداری و آینده بانک ها + استخدام و اخلاق حرفه ای + کمک به مردم پاکستان یا دور ریختن پول+ بانکداران موفق در آینده چگونه اند؟+ جایزه یا جهیزیه+ در بانکداری چه خبرها که نمی شنوی+ استاندارساز ی فرایند اعطای تسهیلات+ مقررات بیشتر برای بانک های بریتانیایی+ درحوزه سیاستهای پولی دولت چه كسی حرف اول + بخیلها به‌جای «كلیدر» دولت‌آبادی «دن آرام» شلوخوف را می‌خوانند. + چشم انداز 15 ساله

صفحات: