تبلیغات
انجمن علمی بانكداران - زندگی و زمانه تکاورها
زندگی و زمانه تکاورها | عمومی ,

زندگی و زمانه تکاورها

این مقاله برگرفته از سایت یكی از دوست داشتنی ترین اقتصاد دانان  بنام حامد قدوسی میباشد بسیار مقاله ارزنده ای بود و البته پر از كاربرد

http://chaay.ghoddusi.com/  

یست و نه سال دارد و با همسرش مریم موقتا در وین زندگی می‌كند. پیش از این مهندسی و مدیریت خوانده‌ و الان اقتصاد می‌خواند. به فلسفه و دین‌پژوهی هم علاقه‌مند است......

ما در ایران شرکت های بزرگ مشاوره نداریم که روی تربیت نیروی انسانی سرمایه گذاری کنند. نیروی انسانی هم بین شرکت های مختلف و کارفرمایان متفاوت در حال جا به جایی است و لذا کسی انگیزه ندارد برای تربیت نیرویش انرژی چندانی صرف کند. لذا متاسفانه توسعه مهارت ها تا حد زیادی به عهده خودمان است. من ایده های خودم نسبت به مهارت ها و سبک زندگی یک نیروی تکاور (البته عمدتا در صنعت مشاوره) می نویسم. شما هم لطفا بنویسید که یاد بگیریم.

1) به تولید خروجی در سر موقع و در چارچوب بودجه متعهد باشید. کار حرفه ای شوخی بردار نیست و هیچ کارفرمایی هم ریالی پول اضافه ندارد تا کنجکاوی سقراط وار شما را ارضاء کند. یکی از بدترین ضربه هایی که من خورده ام از رفقایی بوده که خیلی عمیق می اندیشیدند ولی حواسشان نبود که یک شرکت مشاوره خصوصی با یک مرکز تحقیقاتی دولتی متصل به پول نفت فرق دارد.

2) سرنخ های اطلاعاتی در رشته خودتان را بشناسید. یک تکاور خوب معمولا 5 تا سرنخ به سرنخ مدیرش اضافه می کند و از این طریق است که حرف های جدیدی برای تحویل دادن دارد. این کار مستلزم این است که یک جوری نسبت به محیط حرفه ای تان هوشیار (آلرت) باشید و حتی در هم اسم هم شده اتفاقات جدید را دنبال کنید. بخش مهمی از سرنخ ها از دانستن اسم و مشخصات آدم های مطرح و کتاب های جدید و مجله ها و سایت ها و شرکت ها و موسسات و همایش ها و .... به دست می آید. سعی کنید نسبت به موجودیت های حوزه خودتان کاملا آگاه باشید.

3) فراموش نکنید که همیشه داشتن یک خروجی ناقص بسیار به تر از نداشتن خروجی و سر دواندن مدیرتان است. بخشی از مشکل معمولا از این ناشی می شود که حوصله ندارید یا نمی توانید خودتان را متعهد کنید که همین قدری که کار کرده اید را کنار هم بگذارید و روی کاغذ بیاورید.

4) به نوشتن عادت کنید. تا وقتی ننویسید موضوعات در ذهنتان روشن نمی شود. بنویسید و بعدا اصلاح کنید ولی با نوشتن راحت باشید. مدیران کسانی که می توانند به زبان مکتوب روان صحبت کنند را خیلی دوست دارند.

5) منظم باشید. اگر ده ها فایل از اینترنت پیدا می کنید قطعا در دل آن ها گم خواهید شد. اگر منظم باشید همین کار اندکتان برای تیم خروجی مهمی است.

6) تکاورها همیشه کارشان را دوست دارند و با کارشان حال می کنند. اگر انگیزه نداشته باشید نمی توانید 20 ساعت مداوم روی یک پروژه کار کنید و اگر نتوانید این کار را بکنید تکاور نمی شوید. بنابراین سراغ کارهایی بروید که شخصا لذت می برید. جذاب ترین کار دنیا برای من این است که یک موضوع بهم بدهند و بگویند هفته بعد برای عده ای مدیر راجع به تحلیل آن صحبت کاربردی کن. چون با این کار حال می کنم حتی موقع خواب هم دارم سخن رانی و مدل هایم را اصلاح می کنم.

7) مهارت های ارائه را یاد بگیرید. اصلا کار سختی نیست و یک سری اصول دم دستی دارد. ممکن است ایده های خوبی داشته باشید ولی اگر نتوانید آن را روشن به بقیه منتقل کنید جدی گرفته نمی شوید.

8) خودتان را به کار با اشکال و نمودارهای مفهومی عادت دهید. یکی از بزرگ ترین مهارت های تکاوران خلق مدل های مفهومی برای مساله ای است که روی آن کار می کنند. مدل مفهومی به شما اجازه می دهید تا نتایج را جمع بندی کنید و با بقیه گفت و گوی موثر برقرار کنید. تا می توانید در حوزه کار خودتان مدل های مفهومی متنوع بخوانید و ببینید دیگران چه گونه یک مساله پیچیده را با چند متغیر کلیدی جمع بندی می کنند. فراموش نکنید که بدتر چیز این است که فقط یک مدل مفهومی ساده و همه گیر را بشناسید و همه چیز را در قالب آن توضیح دهید.

9) "کتاب های" درسی دوره لیسانس و کتاب های آموزشی رشته مدیریت را خیلی جدی نگیرید. آن ها مقدمه قضیه هستند. مقاله بخوانید و مقاله بخوانید و مقاله بخوانید. مورد کاوی هم زیاد بخوانید. کتاب آدم را کلیشه ای و ملانقطی می کند و مقاله آدم را پخته و فرهیخته. اقتصاد استثناء است. در اقتصاد متون اساسی (مثل اقتصاد خرد مس کولل) اگر خوب خوانده شوند آدم را عمیق می کنند.

10) با گوگل و کتاب خانه رفیق باشید. وقتی دستور کاری را تحویل گرفتید اول فورا بروید سراغ جست و جوی پیش رفته گوگل و در عرض 10 دقیقه پاورپوینت های آن حوزه را سریعا مرور کنید. این طوری دیدتان خیلی خوب می شوید. فراموش نکنید که نباید در این حد توقف کنید و گرنه یک کارفرمای هوشمند بدجوری حالتان را می گیرد.

11) برای خواندن گزارش های تولید شده توسط مشاوران و متخصصان دیگر حریص باشید. هر جا که دستتان رسید گزارش های مشاوران خوب را بخوانید و الگوبرداری کنید. اگر رفقایی در شرکت های مشاوره دیگر دارید بهشان سر بزنید و گزارش هایشان را تورق کنید و از روی کردشان بیاموزید.

12) خودتان را عادت دهید که وقتی روی یک سازمان یا یک موضوع خاص کار می کنید چه طور در عرض یک ساعت دید جامعی از آن به دست آورید. یاد بگیرید که در هر مساله ای متغیرهای کلیدی چیست که باید در نیم ساعت اول آن ها را شناخت. این مهارت مهمی است که آدم به مدیر یا کارفرمایش نشان دهد که نکته را گرفته است.

13) خلاق باشید. تنها تکاور غیرخلاق تکاور مرده است. متاسفانه این یکی کمی ذاتی هست ولی قطعا می شود تا حدی بهبودش داد. ذهنتان را آزاد بگذارید و به جنبه های دیگر فکر کنید که در ذهن مدیر یا کارفرمایتان نبوده و واجد ارزش است.

14) با مدیرتان دائم در ارتباط باشید. سعی کنید هر روز خروجی تولید کنید و به بحث بگذارید تا هم او حس کند که شما در حال جلو رفتن هستید و هم شما مسیر اشتباه نروید.

15) چون چکش یک تئوری (مثلا سیستم دینامیک) را یاد گرفته اید همه دنیا را میخ نبینید. به تئوری ها و ابزارهای مدل سازی متعدد مسلط باشید تا سرجایش از ابزار مناسب استفاده کنید. دانستن ابزارهای مدل سازی عمیق و کاربردی شما را در بین مشاوران محبوب می کند. از کلیشه های کتاب درسی پرهیز کنید و سعی کنید فلسفه و فروض مدل ها را خوب بدانید.

16) به مکانیسم مرور همکارانه (Peer Review) به شدت اتکا کنید. هر کاری را قبل از تحویل به مدیر به همکارانتان بدهید تا بخوانند و تا می توانند ایراد بگیرند. به غلط های جزیی حساس باشید. شیطان در جزییات لانه می کند. مدیران خروجی کار بدون ایراد را دوست دارند.

17) اول کار سعی کنید یک ماکت یا مدل از کل مسیر برای خودتان ترسیم کنید. بعد بروید سراغ خروجی که باید تحویل مدیرتان بدهید و آن خروجی را در ذهن خودتان شبیه سازی کنید. بعد مسیر استنتاج معکوس (Backward Induction) را طی کنید و ببینید از الان چه کار باید بکنید که به آن خروجی برسید.

18) هر چه زبان و رایانه بدانید باز هم کم است. اگر اقتصادی هستید هر چه ریاضی بدانید باز هم کم است. باید در جست و جوی اینترنتی و بانک های داده و درست کردن صفحات اچ تی ام ال و الخ حرفه ای باشید.

19) حریص و تنبل نباشید. اگر قرار است بابت پروژه ای پول مشخصی بگیرید و نفرساعت مشخصی صرف کنید همان قدر کار کنید. طبع آدم از کار گریزان است و دوست دارد با ساعت کم تری کار را سرهم بندی کنید. جلوی خودتان را بگیرید. این را شعار همیشگی خودتان بکنید که " اندکی پول کم تر بگیر و اندکی بیش از مقدار مقرر کار کن".

20) دوراندیش باشید. از محیط های اداری پرهیز کنید ولو این که وام مسکن و مجتمع تفریحی و حقوق بی دردسر و بن و اینترنت پرسرعت داشته باشد. کسی در اداره تکاور نمی شود. سعی کنید کارراهه خودتان را از شرکت های کوچک و جاهایی که شما را در معرض کارهای پرچالش و پیچیده و فسفرسوز قرار می دهد شروع کنید. ذهن تکاور باید ورزیده باشد. این جوری خیلی سریع رشد مهارتی پیدا می کنید.

21) تکاوران باید از بقیه تکاوران یاد بگیرند. کارهای پردرآمد ولی آبکی را به کارهای سخت و کم پول که به شما اجازه کار کردن زیر دست یک تکاور کهنه کار را می دهد ترجیح ندهید.

22) اعتماد به نفس داشته باشید. لزوما مدیر شما چیز زیادی راجع به کاری که به شما سپرده است ندارند (همکاران فعلی و آتی بنده لطفا سوء استفاده نفرمایند ) بنا براین خود را به کلمات کلیدی و سرنخ های مدیرتان محدود نکنید.

23) اعتماد به نفس داشته باشید و مرتبا نگویید من که چیز خاصی راجع به موضوع نمی دانم. سعی کنید حداکثر چیزی که می دانید و می اندیشید را مرتب روی کاغذ بیاورید و تحویل دهید.

24) خودتان را عادت بدهید که از کلمات مد روز (Fads) خوشتان نیاید. این کلمات به درد سوسول های بخش بازاریابی می خورد. تکاور باید "تئوری" و مفهوم (Concept) زیاد بداند و نه اصطلاح.

25) با حرفه تان زندگی کنید. وقتی بیرون محل کار هستید و باید در صف اتوبوس و نان معطل شوید یا مجبورید در مهمانی خسته کننده ای شرکت کنید ذهن خود را متوجه مساله ای که رویش کار می کنید بکنید و ایده هایتان را یادداشت کنید. لطفا این توصیه را در زمان رانندگی فراموش کنید وحواستان به ماشین ها باشد.

26) متمرکز باشید. متمرکز باشید. متمرکز باشید. هیچ آدم پراکنده و شلخته ای تکاور نمی شود. روی یک حوزه بمانید و با اتکا به تجربه هایی که روی هم می اندوزید تکاور شوید. بعید نیست که این کار در کوتاه مدت درآمد شما را کم کند ولی در بلندمدت موفق می شوید.

27) کتاب های کاربردی و جدید و منتشر شده توسط ناشر معتبر خارجی در رشته های اطراف حوزه خودتان (مثلا جامعه شناسی و روان شناسی و حقوق) بخوانید تا ذهنتان باز باشد. اگر مدیریتی هستید این برایتان حکم نان شب را دارد. تکاور باید عمیق باشد. فلسفه تحلیلی زیاد بخوانید ولی لباس فلسفه قاره ای را موقع ورود به شرکت مشاوره کاملا از تن به در کنید.

28) این یکی شاید ترجیح شخصی من است ولی به نظر من یک تکاور باید سریع باشد و معطل نکند. ببینید چه طور می توانید تند و سریع کار کنید. اگر تند کار کنید نه تنها می توانید بابت کم کردن نفر ساعت پروژه طلب پول بیش تر بکنید بل که باید پاداش بزرگی به خاطر کاستن از بار مدیریتی پروژه هم درخواست کنید.

29) شبکه ارتباطی قوی داشته باشید. وقتی صورت مساله ای را تحویل گرفتید آن را با رفقای خردمندتان مطرح کنید و ایده بگیرید. این یکی از اولین کارهایی است که در اول هر پروژه باید بکنید.

30) در هر ارتشی تکاوران چند مهارتی هستند. شما باید متمرکز روی یک حوزه ولی دارای قابلیت های متعدد باشید. در زمینه جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات خبره باشید. یاد بگیرید مصاحبه گر خوبی باشید. در این زمینه کتاب بخوانید. روش های تحقیق کمی و کیفی را بشناسید. نرم افزارهای تحلیل داده را مسلط شوید و الخ.

31).....

از تعدادی از دوستان تکاور یا تکاورشناسم خواهش کردم تا نکته هایی را به بحث اضافه کنند و لطف کردند و فرستادند که ماحصلش دو پست شد که قسمت اولش را در ادامه مطلب می خوانید.

علی زواشکیانی (رییس انجمن بین المللی مدیران ایرانی): (متن اصلی به انگلیسی، ترجمه از چای داغ)

1) به هزینه اولیه توجه داشته باشید. شما ممکن است تمام شب و روز را کار کنید ولی بازده اندکی داشته باشید. دلیلش این است که از یک کار به کار دیگر پریده اید و وقت خود را در مرحله گرم شدن برای کار تلف کرده اید. یک کار را شروع کنید و آن را تمامش کنید.

2) خودتان را به جای مدیرتان بگذارید. تصور کنید که اگر جای او بودید دریافت چه خروجی راضی تان می کرد.

3) تعادل مناسبی را بین دانستن تحولات جدید رشته خودتان، اخبار بازار، خواندن کتاب های عملی و کاربردی و انجام پروژه های عملی حفظ کنید. تمرکز بیش از حد بر یکی از این جنبه ها و فراموشی بقیه باعث می شود تا درازمدت قدرت جذب دانش خود را از دست بدهید.

4) همین تعادل را در زندگی حفظ کنید. به اندازه کافی ورزش کنید و وقت کافی برای بودن با خانواده و دوستان صرف کنید. این به شما کمک می کند که در بلند هم چنان پربازده باشید. چیزی که برای کارراهه مشاوره کلیدی است.

**********************************************************************************

مهدی کاغذچی یکی از همکاران واقعا تکاور من کار جالبی کرده و در شرکت جدیدی که مشغول است پروفایلی برای ارزیابی همکاران درست کرده است که ازش اجازه گرفتم عین پروفایل را منتشر کنم. . این جا می توانید بخوانیدش.

مجتبی لشگربلوکی (دانشجوی دکترای مدیریت) معتقد است که ضعف ها ناشی از نظام آموزشی ضعیف و بی انگیزه بودن خودمان برای بهبود است: (متن او توسط چای داغ اندکی تلخیص شده است).

1) مهارت تفکر خود را تقویت کنید. افراد بسیار باهوشی که به خاطر عدم پرورش توانمندی های تفکر خود دچار فلج فکری شده اند در بازار پر است! مهارتهای تفکر در سرعت و کیفیت تحلیل و تصمیم بسیار موثر است. شما شاید به صورت ذاتی در این زمینه استعداد داشته باشند اما مطالعه و تمرین در این زمینه باعث جهت دهی به استعدادهای شما خواهد شد. در درس های دانشگاهی هم به شما اندیشه را یاد می دهند نه روش های اندیشیدن. به موارد زیر فکر کنید: مهارت تفکر خلاق (تفکر جانبی)، مهارت تفکر منطقی و نقدی (منطق صوری و مغالطات)، مهارت تفکر سیستمی، مهارت تفکر استراتژیک، مهارت تفکر ارزشی (حل مساله و انتخاب هوشمندانه)، مهارت تفکر استعاری، تفکر جامععقلایی، دیگر مهارت¬های تفکر (مهارت های تفکر فلسفی، تفکر فازی، تفکر رمز اندیشانه، تفکر ناب، کوانتومی، تفکر انتقادی و موشکافانه، سیستماتیک و ...)، من کمی در مورد این مهارت ها تلاش کرده ام و حاصل آن در سایت شخصی من هست.

2- جای درسی در حوزه تئوری¬های تصمیم گیری و تکنیک¬های کمی و کیفی تحلیل و تصمیم¬گیری و متدولوژی (روش¬شناسی حل مساله) بسیار خالی است. یک تکاور در هر مقامی در هر لحظه ای درگیر یک مساله تصمیم یا یک فرصت تصمیم است. اما در طول دوران تحصیل بصورت پراکنده، ناکافی و غیر جامع و غیر کاربردی در مورد تصمیم و تصمیم گیری چیزهایی می خواند، اما.......

3- روش شناسی تحقیق حرفه ای و نه لزوماً علمی: ما معمولاً ادب علمی – حرفه ای نداریم. حرف مفت زیاد می زنیم. خواندن روش تحقیق و متدولوژی علوم ما را مودب می کند.
ادب کار علمی با مطالعه در این زمینه ها افزایش می یابد. این درس نقش و کارکرد بسیار اساسی در فهم علم، متون علمی یا حرفه ای، کاربرد متون علمی دارد. باعث می شود فارغ التحصیلان مدیریت/ مهندسی صنایع و ... دقیق تر، عمیق تر، علمی تر حرف بزنند، تحقیق کنند و مشاوره بدهند. و در ضمن با اصول انتشار نتایج علمی آشنا شوند. با تفاوت های کار علمی و حرفه ای آشنا شوند. و در مورد آنها گفته نشود که چشم شان را می بندند و دهن شان را باز می کنند و هر چه می خواهند می گویند!!!!

4- طراحی سیستم¬ها و روش¬ها: یک درس/ مهارت بسیار کاربردی که جایش در دروس کاربردی خالی است. روش های طراحی یک سلسله فرم، چک لیست، دستورالعمل، راهنما، فلوچارت بصورت سیستماتیک و سیستمیک که در هیچ درسی بدان اشاره نمی شود در حالی که در دنیای واقعی یکی ار بدیهی ترین توانمندی های لازم برای یک تکاور است!!

5- توانایی مفهوم سازی تجارب خود برای استفاده در پروژه های بعدی

6- درصد تکاورها باید بین رشته ای مطالعه داشته باشند (پراکنده خوانی کنند) اما درون رشته ای کار کنند (پراکنده کاری نکنند)

7- توانایی تجزیه و تحلیل های مالی (اگر در سطح بنگاه کار می کنید) و توانایی تجزیه و تحلیل های اقتصادی اگر در سطح ملی کار می کنید.

***************************************************************************************

محمد مروتی (دانشجوی دکترای اقتصاد در تگزاس):

1) قاعده ۸۰-۲۰ را به خاطر داشته باشید. یکی از مصادیق آن این است که ۸۰ درصد ارزش خروجی شما حاصل ۲۰ درصد از فعالیت شماست. وقت را روی آن قسمتهای کم اهمیت تر هدر ندهید.

2) اگر دنبال این هستید که کار ایده آل انجام دهید باید ایده آل گرایی خام را کنار بگذارید! بسیاری از کسانی که میشناسم برای آنکه کار ایده آلی تحویل دهند آنقدر روی مراحل اولیه وقت میگذارند که همیشه موعد تحویل کار را از دست میدهند. یک خروجی ناقص بهتر از یک خروجی ایده آل است که به موعد نرسد.

3) عمده فعالیتهای ذهنی را میتوان هم به صورت فعال انجام داد و هم منفعل. فعال یعنی اینکه مثلا وقتی یک مقاله میخوانید نکات مهم را پیدا کنید٬ خلاصه تهیه کنید٬ نقد بنویسید... منفعل یعنی اینکه فقط بخوانید و بگذرید. سعی کنید منفعل نباشید. فعال مطالعه کردن مثل حل کردن مساله ریاضی است و منفعل مطالعه کردن مثل خواندن متن درس ریاضی.

4) قورباغه را قورت بده! وقتی در مواجهه با کاری دچار سردرگمی و آشفتگی هستید بهترین کار این است که به جای اتلاف انرژی ذهنی در مورد چگونگی شروع کار٬ آن را شروع کنید

********************************************************************************

نیما نامداری (بی نیاز از معرفی):

1) كتابی هست به نام قورباغه را قورت بده، حرفش این است كه اگر مثلا امروز چند كار هست كه حتما باید انجامشان دهید و سخت ترین آنها قورت دادن یك قورباغه زنده است حتما اولین كاری كه ابتدای روز انجام می‌دهید قورت دادن همان جناب قورباغه باشد. با این پیشنهاد شدیدا موافقم. تكاورها اول سراغ بخش مشكل كار می‌روند. این هم امكان می‌دهد كه اصلاح برآوردهای زمانی و مالی بهتر و سریعتر انجام شود هم اعتماد به نفس برای مابقی فعالیتها را بیشتر می‌كند.

2) هم نسلان ایرانی من هر چقدر خوب حرف می‌زنند بد می‌نویسند. با زبان فارسی بیگانه‌ایم و جملاتمان نا مفهوم است. یك تكاور باید بتواند سلیس و خوشخوان بنویسد. دقت كنید ادبی و زیبا منظورم نیست. گزارش پروژه جای پیچیده نویسیها و آرایه‌های ادبی زائد نیست. پیشنهاد من برای بهبود نگارش مطالعه مستمر ادبیات داستانی است.

3) چقدر وحشتناك است وقتی كه دنبال سند یا گزارشی می گردی و نمی توانی پیدایش كنی. بارها برای من پیش آمده كه ایده‌ای در ذهنم جرقه زده اما برای پروراندن آن نتوانتستم بقیه مستندات پروژه را پیدا كنم. مستندات (كاغذی و الكترونیكی) راحت گم می‌شوند. در قفسه‌ها، در كامپیوترها، در شاخه‌های فایل سرور شبكه، در ایمیلها و در انبوه نسخه‌ها و ویرایشها. از آن بدتر وقتهائی است كه برای یك كار جدید احتیاج به مستندات پروژه‌های قبلی دارم یا می‌خواهم برای نوشتن پروپوزال از مدلها و تجربه‌های قبلی استفاده كنم اما آنها را پیدا نمی‌كنم. منظم باشید و سعی كنید مدیریت مستندات را جدی بگیرید.

5) سلیقه شخصی است اما افرادی را كه اهل نوشتن بر روی كاغذ و استفاده از فرد دیگری به عنوان تایپیست هستند خیلی جدی نمی‌گیرم. دقیقا مثل افرادی كه برای یك ارتباط رسمی و حرفه‌ای همان آی دی یاهو را می‌دهند كه شبها با دوستانشان چت می‌كنند. فكر كنید مدیركل یك اداره مهم در یك وزارت‌خانه‌، برای ارسال یك گزارش این آدرس را به من داد: yahosein2000@...

6) بی هیچ اغراق من آدم موفقی ندیده‌ام كه صبحها دیر از خواب بیدار شود (مشاغل روشنفكرانه را لطفا فراموش كنید). نمی‌دانم در هوای صبح گاهی چه رازی است كه آدم را به هیجان می‌آورد كارائی را بالا می‌برد و قدرت ذهن را چند برابر می‌كند. به خصوص اگر با سازمانهای دولتی سروكار دارید ناچارید سحرخیز باشید چون آنها فقط تا ظهر كار می‌كنند، ژستهای تا شب كار كردن و اضافه‌كاری دولتیها را جدی نگیرید!

7) یك تكاور جوان جاه‌طلب است اما حسود نیست. میل به پیشرفت و بالاتر رفتن در ساختار پروژه را داشته باشید اما از موفقیت همكارتان حرص نخورید. در كنار همكاران قوی است كه شما هم قوی خواهید شد.

8) دموكراسی را برای مدیریت پروژه خلق نكرده‌اند. در پروژه وزن نظر آدمها یكسان نیست. یك تكاور باید تصور واقع‌بینانه‌ای از جایگاه خودش داشته باشد این جایگاه البته می‌تواند با گذر زمان تغییر كند. اگر جایگاه واقعی خودتان را بدانید بهتر می‌توانید با تیم پروژه ارتباط برقرار كرده و خودتان را در معرض تجربه‌های جدید قرار دهید.

 شماره سه

به لطف دوستان چندین توصیه جدید دریافت داشتم. اکثر این توصیه ها روی جزییات بیشتری از صنعت مشاوره یا فعالیت های تحقیقاتی متمرکز شده اند. ضمن این که علی سرزعیم از زاویه متفاوتی به موضوع نگاه کرده که برای خود من جالب بود. ایده ام این است که در پایان همه توصیه ها را دسته بندی کرده و در یک جزوه اینترنتی منتشر کنم. ضمنا این مطلب قسمت چهارم هم دارد که با یک فرمت متفاوت ارائه خواهد شد.

دکتر فرزاد موحدی، استاد دانشگاه صنعتی اصفهان، مشاور ارشد ایران خودرو، رییس و شریک هشت ساله من در چندین و چند پروژه مختلف:

1) از متدولوژی غافل نشوید. همه مشاوران باید برای كار خود متدولوژی داشته باشند. متدولوژی به شما می‌گوید چه حوزه‌هایی را لازم است مطالعه كنید، چه اطلاعاتی مورد نیاز است و چگونه این اطلاعات جمع‌آوری می‌ شوند، به علاوه متدولوژی می‌گوید روش تحلیل اطلاعات چگونه است؟ و چگونه تحلیل‌های فوق شما را به یك تحلیل جامع و سیستمی از مساله می‌رساند؟
2) قبل از آن‌كه كار را شروع كنید اول متدولوژی خود را با كارفرما مكالمه كنید و از اطمینان كارفرما نسبت به متدولوژی مطمئن شوید.
3) اجازه ندهید كارفرما در طول كار متدولوژی شما را تغییر اساسی دهد مگر آن كه واقعا خطایی در متدولوژی شما وجود داشته باشد.
4) متدولوژی خود را همواره بهبود دهید و سعی كنید بعد از پایان كار آن را زیر سواال ببرید و نقایص را پیدا نمایید. توجه كنید قابلیت محوری بسیاری از مشاورین و شركت‌های مشاور جهان در متدولوژی ان ها است.
5) در كار مشاوره اطلاعات همواره یكی از حرف‌های اصلی را می‌زند. تكلیف اطلاعات بیرونی مشخص است اما در مورد اطلاعات داخلی؟ معمولا افراد به جای آن كه به شما داده‌های مورد نیاز را بدهند تفسیر‌های خودشان را ازمی دهند توجه كنید این تفسیر‌ها همواره صحیح نیستند و در بهترین حالت فقط نشاگر بخشی از مشكل است.
6) در مورد اطلاعات داخلی سازمان وقت كافی بگذارید شما باید سازمان و شرایط آن را بفمید بنابراین از جلسه گذاشتن با افراد سازمان غافل نشوید.
7) بسیاری از مواقع به -خصوص در شركت‌های دولتی- درباره موضوعی كه شما كار می ‌كنید قبلا كار‌های فراوانی توسط افراد و یا بخش‌های دیگر سازمان انجام شده است و نتایج آن نیز معمولا در كشو‌ها و قفسه‌های سازمان مدفون شده اند بنابراین حتما لازم است سابقه كار‌های قبلی مرتبط را ردگیری كنید و به گزارش های فوق دست پیدا كنید. هرگز فكر نكنید مطالعه این گزارش‌ها تلف كردن وقت است.
8) مواظب شرایط سیاسی سازمان باشید ممكن است برخی از افراد(مدیران، كارشناسان) از كار شما و نظرات شما سو استفاده سیاسی كنند و بخواهند یا موقعیت خود را در سازمان ارتقا دهند و یا آن‌كه با استفاده از شما مدیر و كارشناسی را بركنار كنند.
9) اگر جلسه با مدیران دارید توجه كنید مدیران شركت افراد اجرایی هستند و می‌خواهند ما به ازای حرف شما را در عمل بفهمند لذا از تكرار حرف‌های تئوریك جدا خودداری كنید زیرا بعد از یك جلسه به كلی از شما نا امید می‌شوند.
10) معمولا افراد سازمان با برخی از ابزار‌های مدیریت (TQM, BSC, HOSHIN, SIX SIGMA…) آشنا هستند و این، كار شما را سخت می‌ كند زیرا هر یك از آن‌ها می‌خواهند شما را به سمت این ابزار‌ها بكشانند مواظب باشید از متدولوژی خود عدول نكنید.
11) در مورد استفاده از ابزارهایی كه گفته شد هوشیار باشید زیرا اولا در كتابها فقط مفهوم این ابزارها توضیح داده است نه روش بكار گیری و ثانیا بسیاری از این ابزارها با شرایط فعلی سازمان‌های داخل كشور سازگار نیست.
12) اگر از ابزاری استفاده می‌كنید مواظب باشید فرضیات پایه آن را به هم نزنید زیرا آن را به شیر بی یال و دم تبدیل می‌كند. همیشه توجه كنید افراد دیگری در دنیا هستند كه بیشتر از شما در این مورد تحقیق می‌كنند و اگر در ابزار اشكالی وجود داشته باشد آن ها قبل از شما آن را تغییر خواهند داد. البته همیشه بد نیست به سایت‌هایی كه متولی توسعه ابزارهای مدیریت هستند مراجعهئ كنید و در جریان آخرین اصلاحات باشید. در این باره عضو FORUM ها هم می‌توانید بشوید.


نوشته شده توسط arman در یکشنبه 29 مهر 1386 و ساعت 06:10 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ آیا بانک مرکزی نظارتی بر بانکها دارد+ آیا ((ما)) میتواند بیمه ملت ایران باشد+ افزایش سرمایه بانکها+ ویژگی اعضای کمیته انضباطی تهران + آینده صنعت بانکداری و آینده بانک ها + استخدام و اخلاق حرفه ای + کمک به مردم پاکستان یا دور ریختن پول+ بانکداران موفق در آینده چگونه اند؟+ جایزه یا جهیزیه+ در بانکداری چه خبرها که نمی شنوی+ استاندارساز ی فرایند اعطای تسهیلات+ مقررات بیشتر برای بانک های بریتانیایی+ درحوزه سیاستهای پولی دولت چه كسی حرف اول + بخیلها به‌جای «كلیدر» دولت‌آبادی «دن آرام» شلوخوف را می‌خوانند. + چشم انداز 15 ساله

صفحات: