تبلیغات
انجمن علمی بانكداران - بانکداران موفق در آینده چگونه اند؟
بانکداران موفق در آینده چگونه اند؟ |

 

اخیرا در مرکز خبری بانک و بیمه مقاله ای را ار آقای احسان باقری دیدم به این مضمون که  مدیران آینده صنعت بانکداری چه کسانی هستند ؟ آقای احسان باقری یکی از  کارشناسان  شایسته عرصه  بازاریابی خدمات بانکی هستند همیشه بهترین موضوعات را برای نوشتن انتخاب کرده اند و این مقاله هم از همین قاعده دور نبوده است.

 ایشان در ابتدا اشاره ای دارند به یکی از  مدیران شبکه بانکی همان مدیرانی که تا کنون عادت داشته اند سرجای خودشان نشسته باشند درحالی که مشتریان جلوی میز او به صف شده اند تا در قبال هزارویک مدرک و وثیقه ارزشمند تسهیلاتی را دریافت نمایند و حالا هم مدیر بانکی در شان خودش نمی داند که دنبال بازاریابی خدمات بانکی برود.

البته بدیهی است که  تفکر غلطی  که بازاریابی را معادل ویزیتوری میداند باعث بسیاری از این مقاومتها و عدم رشد بازاریابی بوده و خواهد بود .  رئیس شعبه ای که در صورت عدم تعهد به مسائل اخلاقی قادر است برای اعطای تسهیلات حتی با گران ترین نرخ سود موجود در صنعت بانکداری و موسسات اعتباری  درصدی از تسهیلات را از مشتری خود بعنوان حق الزحمه دریافت کند باید هم از بازاریابی (شما بخوانید ویزیتوری) اعلام برائت کند. و بدیهی است که ویزیتوری  با حقیقت بازار پول منافات دارد شاید با اصلاح برداشت مدیران شبکه بانکی بازاریابی هم بتواند جایی درخور  شان خودرا در بانکها بیابد.  (تعبیر دیگری هم وجود دارد که می گوید رئیس شعبه موفق کسی است که 100 میلیون تومان ناقابل را تحویل مشتری می دهد و 4 میلیون تومان اخذ می کند....)

اما از این مباحث که بگذریم باید گفت بانک پیشرو بانکی است که تمامی فرایندهای منتهی به ارائه خدمت و اعطای تسهیلات(اعم از وام  ودیگر خدمات) را چنان اصلاح می کند که مشتری در کمترین زمان ممکن و به سالم ترین وجه قابل تصور و با منصفانه ترین بهای رسمی نسبت به رفع نیازهای خود اقدام می نماید و بازاریابی  تنها مرجعی است که با کمک تمامی واحدها این فرایند را طراحی و نیاز مشتری را مرتفع می نماید. ممکن است بازاریابی را بخشی مستقل در داخل یک بانک ببینیم و یا واحدی کمکی که در هرصورت فرقی ندارد چون اگر مورد اقبال تمامی واحدها نباشد نمی تواند تاثیر در خور توجهی بر فعالیت بانک داشته باشد. در نتیجه بهتر است بازاریابی را بعنوان دیدگاهی  که در ذات مدیران ارشد بانک نهادینه شده است معرفی کنیم. لذا کسی شایسته اداره یک بانک است که این دیدگاه را در درون خود داشته باشد، و بر این اساس نیاز مشتری را شناسایی نموده و به بهترین شکل ممکن محصول متناسب با نیاز وی را طراحی و در اسرع وقت در اختیار او قرار دهد. این یعنی بازاریابی  اما اتفاقات زیادی در آینده روی خواهد داد و اتفاقات و ریسکهای جدید  نیازهای جدیدی را به وجود می آورند که بانکدار موفق به این نیازها بر اساس قانون برد برد0 پاسخ خواهد داد در حالی که یک بانکدار با نگاه سنتی نمی تواند به موقع به این نیازها پاسخ داده و بانک خودرا  تا مرز ورشکستگی پیش خواهد برد.

نکته بدیع این است که اگرچه اغلب این اتفاقات از جنس اتفاقات مالی هستند اما  در خارج از حوزه مالی هم اتفاقات بیشماری روی خواهند داد که بر حوزه مسائل مالی تاثیرگذار خواهند بود. برای مثال تا همین حالا هم تغییرات مرتبط با حوزه تکنولوژی اطلاعات آنچنان بازارهای مالی را از گذشته متفاوت کرده است که اگر موفق ترین بانکدار یک قرن گذشته سر از خاک براورد نخواهد توانست نظامها و ابزارهای مالی حال حاضر دنیا را درک نماید بنابراین به نظر می رسد که تاثیر اتفاقات غیر مالی بر حوزه بانکداری بسیار بسیار  بیشتر از اتفاقات مالی بر این حوزه باشد و حتی بتوان اذعان نمود امروزه دیگر  بانکها تنها کاری که انجام نمی دهند کاربانکی است.

در اینجا به یکی از اصول اولیه مدیریت می رسیم که می گوید  مهارتهای عمومی برای مدیران ارشد بسیار حیاتی تر از مهارتهای فنی خواهد بود. در حالی که با بانکداری متمرکز cobanking  دفاتر حسابداری و امور حساب و کتاب از دفاتر بانکها رخت بر بسته اند و نه تنها  مدیران ارشد صنعت بانکداری که حتی مدیران دوایر و شعب نیز دیگر  از چند سند ساده حسابداری هم سر درنمی آورند دیگر جز چند کارشناس واحدهای مالی و طراحی کسی لازم نیست از ماهیت و اصول استناد حسابداری سر در بیاورند. از این جا نتیجه می گیریم که بانک موفق  در مواجهه با سایر رقبا  آن بانکی نیست که مدیرانش در تمام حوزه های فنی آشنا به امور هستند، بلکه بانکی که دارای مدیرانی آشنا به امور سایر حوزه ها ی غیر بانکی و بعضاً غیر مرتبط می باشد گوی سبقت از رقبا را خواهد ربود.  مدیرانی متکثر که نه از حوزه تکنولوژی اطلاعات هستند و نه از حوزه مالی و نه هیچ حوزه دیگری بلکه به تمامی این حوزه های آشنایی دارند.

در ادامه مطلب هم متن مقاله آقای باقری را برای مطالعه دوستان درج می نمایم

 

 مدیران آینده صنعت بانکداری چه کسانی هستند ؟

آقای احسان باقری یکی از  کارشناسان  شایسته عرصه  بازاریابی خدمات بانکی

چندی پیش در جمعی که یکی از مدیران بانکی حضور داشت صحبت از تخصص های بانکی بود. ایشان ضمن مخالفت با بازاریابی (مذاکره تجاری برای جذب مشتریان ) و کم اهمیت دانستن آن به ما توصیه کرد که به جای آن امور ریالی و تسهیلاتی را خوب بشناسیم و در نهایت تاکید کرد : بازاریابی کلاس بانک را پایین می آورد . شاید منظور و مقصود ایشان تقلیل یک فرآیند یکپارچه بازاریابی با ویزیتوری بود اما در بطن خود نکته هایی داشت که سئوال بسیاری از نیروهای جوان صنعت بانکداری را تداعی می کرد . مدیران آینده بانکداری چه کسانی هستند ؟


شاید برخی هم این سئوال را دارای جوابی مشخص بدانند . کسانی مدیران آینده اند که رابطه یا پشتوانه ای محکم دارند! اما در پاسخ به این سئوال باید گفت صنعت بانکداری کمتر از دیگر صنایع از این قاعده پیروی کرده است . چند ده مدیر ارشدی که از نزدیک ایشان را می شناسم افرادی با شخصیتهای قوی و قابل اعتماد بوده و در کار خود متخصص و از هوش بالایی برخوردار اند. اتفاقا موضوع این یادداشت آن است که با فرض دارا بودن تمام خصوصیتهای یک بانکدار قابل اعتماد ، هیات مدیره بانکها فردا از میان کدام یک از قسمتهای بانک انتخاب می شوند . آیا مثل امروز هیات مدیره بانکها در انحصار متخصصین امور ریالی و تسهیلاتی و مدیران مالی باقی خواهند ماند ؟


سالها به دلیل نبود فضای رقابتی و نبود ضرورت توجه به نیاز مشتری داخلی (کارکنان ) و خارجی ، شاکله بانکها رشدی نامتناسب را شاهد بوده است . به عنوان مثال در هر بانکی با انبوهی از نخبگان امور تسهیلاتی مواجه هستیم . برخی از این نخبگان به اندازه ای به عقود اشراف دارند که بر مبانی فقهی و چارچوبهای آن مسلط بوده و در خصوص آن نظریه پردازی هم می کنند . این رشد ناهمگون باعث شد مدیران ارشد نیز از میان این بخش قویتر برخیزند . به رزومه مدیران ارشد بانکی توجه کنید . آنها از میان همین افراد انتخاب شده اند . یعنی حسابداران و متخصین امور ریالی- تسهیلاتی . به مصاحبه های آنها دقت کنید . بیشتر در خصوص نرخ ها و شرایط عقود صحبت می کنند . حتی مدیران ارزی هم در میان مدیران ارشد (هیات مدیره و مدیرعامل) کمتر جای گرفته اند . یعنی بانکداری ارزی هم به دلیل ارتباط محدود با سایر کشورها از رشد کمتری نسبت به بخش ریالی و تسهیلاتی برخوردار بوده است . این امر به توجه بیش از اندازه و ضرورت نظام بانکداری ریالی - تسهیلاتی ما بر می گردد .


امروز نظام بانکداری کشور با چالش رقابت روبروست . پاسخ گویی به آن از ضرورت توجه به نیاز مشتریان بر می خیزد. مدیران ارشد بانکی نیازمند تخصص های دیگری هستند. تا پیش از این مدیران ارشد صنایع را مهندسان و بانکها را حسابداران تشکیل می دادند . بنا بر اظهار نظر اساتید رشته مدیریت مدیران آینده سازمانها از میان مدیران بازاریابی و منابع انسانی انتخاب خواهند شد . این پیش بینی منطق محکمی دارد . رقابت یعنی آنکه ما چگونه می توانیم بهتر از دیگران به نیازهای مشتریان خود پاسخ دهیم . چه کسی می تواند این کار را انجام دهد ؟ متخصص مشتری .


مدیرانی که می خواهند رقابت کنند باید با علم بازاریابی و منابع انسانی آشنایی کامل داشته باشند . باید در آن متخصص باشند . به عنوان مثال زمانی که بانکداری الکترونیک غالب شود باید با نیروهای انسانی متخصص و دانش بنیان کار کنیم . چگونه آنها را استخدام می کنیم؟ ، چگونه ؟آنها ایجاد انگیزه می کنید ؟،چگونه بهره وری آنها را بالا می بریم و ... اینها همه نمونه های هستند که باید در بالاترین سطح سازمان در خصوص آنها تصمیم سازی و تصمیم گیری شود . زمانی که مشتری به معنای واقعی محور کسب و کار بانکی شد . باید برای شناخت بازار هدف ، شناخت مشتری و نیازهایش ، چگونه ارایه خدمت به او ، کیفیت خدمات ، رضایت او و .... صدها نیاز دیگر از این دست چاره اندیشی کرد ، برای پاسخ گویی به آنها چه تخصصی لازم است ؟


بانکهای کشور رفته رفته به نیروهای متخصص در امر بازاریابی و منابع انسانی نیاز پیدا می کنند تا بتواند به چالشهایشان در امر رقابت پاسخ دهد . بانکها در اولین قدم به استخدام این نیروها همت گماشته اند . اما در مرحله بعد باید به توانمند سازی آنها توجه کنند . هرچه این نیروها که امروز در رده های کارشناسی اند فرصت داده شود تا ساختارهای بانکی و مالی را بشناسند و تخصص خود را به کار گیرند و از حمایت بانک برخوردار شوند ، بانکها فردا از نیروهایی که بتواند برای چالشهای آنها ایده و راه حل خلق کند بهره مند خواهند بود .

 این مدعا به معنای آن نیست که مدیران مالی و حسابداران در آینده جایی در راس هرم بانکداری ندارند . بلکه بدان معناست که آینده بانکداری به مدیرانی نیاز دارد که علاوه بر شناخت بانک به تخصص های عالی بازاریابی و منابع انسانی هم مجهزند . شاید به تعبیری هیات مدیره بانکها در آینده شاهد حضور مدیرانی از تمامی تخصص های لازم است . آن زمان است که تصمیمات آنها می تواند برای فضای رقابتی اثربخش باشد.



 


نوشته شده توسط arman در جمعه 5 شهریور 1389 و ساعت 02:24 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ آیا بانک مرکزی نظارتی بر بانکها دارد+ آیا ((ما)) میتواند بیمه ملت ایران باشد+ افزایش سرمایه بانکها+ ویژگی اعضای کمیته انضباطی تهران + آینده صنعت بانکداری و آینده بانک ها + استخدام و اخلاق حرفه ای + کمک به مردم پاکستان یا دور ریختن پول+ بانکداران موفق در آینده چگونه اند؟+ جایزه یا جهیزیه+ در بانکداری چه خبرها که نمی شنوی+ استاندارساز ی فرایند اعطای تسهیلات+ مقررات بیشتر برای بانک های بریتانیایی+ درحوزه سیاستهای پولی دولت چه كسی حرف اول + بخیلها به‌جای «كلیدر» دولت‌آبادی «دن آرام» شلوخوف را می‌خوانند. + چشم انداز 15 ساله

صفحات: